محمد تقي جعفري
121
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ملالت نمودهاند . من اينان را افسرده ساختهام ، اينان هم مرا پژمرده نمودهاند . بهتر از آنان را بجاى آنان بر من عنايت فرما ، و بدتر از من را بجاى من نصيب آنان بنما . بار خدايا ، دلهاى آن را بگداز و آب كن ، چنان كه نمك در آب منحل مىشود . ) همه سطوح روانى رهبر رهبران مىشورد پيشتازان معمولى و سياستمداران حرفه اى بشرى همواره با يك سطح روانى با يكى از چهرههاى مردم روبرو مىگردند . اين سطح روانى عبارتست از مديريت متكى به سلطه و قدرت كور و آن چهره از مردم كه زير سلطهء آن سطح روانى قرار مىگيرند ، صورتى از زندگانى دسته جمعى موريانه اى يا زنبور عسلى است . اگر چنين پيشتازان و سياستمدارانى ، در شغلى كه پيش گرفتهاند ، موفق نشوند ، همان سطح روانى محدودى كه با چهره اى محدود از انسانها در تماس و ارتباط بوده است ، در هم و بر هم مىشود . چه شده است هيچ ، من مىخواستم يك عده جاندار را كه خودشان را انسان ناميدهاند و حرفهاى عجيب و غريب بنام هدف و آرمان اعلاى زندگى و ارزشهاى انسانى مىزنند ، طورى منظم و مرتب كنم كه كلاه يكديگر را نربايند و يكديگر را به ته درها پرت نكنند و هدفى ديگر كه براى من محبوبتر از آن غرض و غايت بوده است ، سلطه و آقايى و سرورى بر آن جانداران بوده است ، بسيار خوب ، حالا كه مرا نمىپذيرند ، كنار مىروم و منتظر فرصتى ديگر ميشوم كه بتوانم به اين هدف محبوب خود برسم ، بالاخره نشدهم كه نشد . با كنار رفتن من ، نسل جانور خود خواه كه پايان نمىپذيرد ، و جانورانى هم كه احتياج بيك گاوچران دارند ، عوض نخواهند گشت پياله را بياوريد كه شب مىگذرد يادش به خير ماكياولى اولين و آخرين سخن را در اين باره گفته است ، شما مىگوئيد : من آن قدرها احمقم كه از خود بپرسم : من در بارهء اين انسانها چه كردهام اينان كه من